X
تبلیغات
دیروز امروز فردا

دیروز امروز فردا
 

سلام بر همه دوستان. پیرو مطلب چند روز پیش" تلخ و شیرین" خواستم خودم پیش دستی کنم.بدین صورت که اگه یادتون باشه موقع فارغ التحصیلی یک ورودی همه واسه هم مطالبی رو برای یادگاری می نوشتن.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 خرداد1390 ] [ ] [ سید حسین قریشی ] [ ]
سلام خدمت بچه ها با مرام و بی ریای مجتمع.بعد از مدت ها تصمیم به نوشتن گرفتم.راستش هر موقع به وبلاگ سر می زنم و یاد خاطرات مجتمع می افتم نمی دونم چرا احساس می کنم یه شکلات تلخ زیر زبونمه.شاید به خاطر این باشه که بیشتر خاطرات من از مجتمع تلخ بوده.می خواستم به آقای حاج ابراهیمی این چیشنهاد رو بدم یه بخش رو در وبلاگ به خاطرات اختصاص بدن.تا هر کس خاطراتش از دورانی که در مجتمع سپری کرده رو بتونه بنویسه. البته شاید این خاطرات به بعضی ها بر بخوره اما اگه این بعضی ها جنبه خودشون رو بالا ببرن بهتره.البته بهتره خاطرات با ذکر نام نباشه.من مشتاقانه منتظر خاطرات تلخ و شیرین شما هستم. 
[ دوشنبه 23 خرداد1390 ] [ ] [ سید حسین قریشی ] [ ]
سلام خدمت بچه ها با مرام و بی ریای مجتمع.بعد از مدت ها تصمیم به نوشتن گرفتم.راستش هر موقع به وبلاگ سر می زنم و یاد خاطرات مجتمع می افتم نمی دونم چرا احساس می کنم یه شکلات تلخ زیر زبونمه.شاید به خاطر این باشه که بیشتر خاطرات من از مجتمع تلخ بوده.۱
ادامه مطلب
[ شنبه 14 خرداد1390 ] [ ] [ سید حسین قریشی ] [ ]

زنذه باد حافظ شیرازی و نفس گرمش که میگه:

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب

یارب مباد آنکه گدا معتبر شود

[ چهارشنبه 11 خرداد1390 ] [ ] [ سید حسین قریشی ] [ ]

با سلام خدمت همه ی هم مجتمعی های عزیز

من قاسم رستمی نیا با اجازه ی دوست و برادرم سید بزرگوار وارد حریم نوشتاریه وبلاگیه ایشان شده و میخواهم چند سطری درد دل داشته باشم حول وحوش حواشی بوجود آمده در این وبلاگ و گردهمایی که از سوی بنده در درد دلی خصوصی با قاسم عزیز که بنا به ارادت پیشین "خودم" او را صدا می زدم و می زنم و خواهم زد تعبیر "قرار عاشقانه "به آن دادم و تحریم کردمش چرا که انتظار داشتم از دوستان که  دست کم از این راه دور و در این فضای مجازی به خانه ی محقر وبلاگی بنده سر زده و خوشحالم کنند(حالا دیدار چشم هایمان و نگاهمان چه تلخ و چه شیرین به کنار) اما شاید توقعی کودکانه بود در این روزگار گرفتاری ها و دغدغه های روزمره ای که فرصت یک کلیک روی پیوند خانه ی محقرم " می نویسم که نوشته شوم" در بخش پیوند ها را از ما دریغ می کند در آن نوشته ی خصوصی دو بخشی نه دو نظر جدا که با اندیس 1و 2 به هم مربوط شده بود تاکید داشتم که این متن درد دلی ست که نمی خواهم به دنیای وبلاگیه مجتمع کشانده شود چرا که از عواقبش و سو تعبیراتش باخبر بودم متاسفانه در یک حرکت غیر حرفه ای این موضوع توسط دوستی به وبلاگ کشانده شد که کاش بطور ناقص کشانده نمی شد تا باز سو تعبیرات برای اذهان کنجکاوه ریاضی خوانده ی استدلال دیده ایجاد نشود انتظار این بود وقتی در متن نظری تاکید بر این است که به وبلاگ کشیده نشود به حرمت دوستی هم شده این کار صورت نگیرد  (بعد با وساطت دوستانه ای این متن و متن دیگری با همین حواشی حذف شد .)

اما اینکه تعبیر قرار عاشقانه داشتم برای این گردهمایی این است که گردهمایی ای که هدفش تنها احساسات زود گذر باشد به تعبیری قرار عاشقانه است . مجتمع جمع کوچکی از دوستان را کنار هم قرار داد در این جمع کوچک برای حرمت حریم دوستی هزار نکته ی باریکتر زمو وجود دارد که نه در حرف که در عمل باید آن را رعایت کرد و گاهی به نکاتی باید توجه کرد که شاید در یک جمع دانشگاهی معمول به آن کمتر توجه می شود باید بر اساس حال افراد قال داشت و قال را به قیل و قال نکشاند.از سیاست دوری کرد و معنای دوستی را در متن مبهم سیاست گفتاری و رفتاری مشوش و خش دار نکرد . باید گذشته را به گذشت پیوند داد و نخ  گذشته را از سوراخ حال گذر نداد. وگاهی حال درون را نگریست و قال را ندید ...

خلاصه بالای منبر نروم از دوستانی که به این وبلاگ رفت و آمد دارند خواهش می کنم به نکته های باریکتر زمو هم توجه کنند متلک پراندن و کنایه زدن تیری ست که در ترکش خیلی ها از جمله من و دوستان دیگروجود دارد اما دوست ندارم و نداریم سمت کسی پرتابش کنیم مگر اینکه شخصی به اجرای عادلانه ی قانون سوم نیوتن علاقه مند باشد .    

[ سه شنبه 10 خرداد1390 ] [ ] [ سید حسین قریشی ] [ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ برای با خبر شدن بروبچ مجتمع ازهمدیگه راه اندازی شده است.
لینک های ویژه
برچسب‌ها وب
امکانات وب